close
تبلیغات در تدبیربلاگ
آگهی صنعتی
بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره سایت
About Us
من تلاش میکنم پس هستم
مشاور شرکت بیمه پارسیان
آمار
Statistics
آمار مطالب
کل مطالب : 50
کل نظرات : 0
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0
آمار بازدید
بازدید امروز : 43
بازدید دیروز : 0
ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز : 4
آي پي ديروز : 0
بازدید هفته : 43
بازدید ماه : 307
بازدید سال : 307
بازدید کلی : 307
اطلاعات شما
آی پی : 35.172.216.157
مرورگر : ناشناس
سیستم عامل : ناشناس
امروز : دوشنبه 11 فروردین 1399
میزکار
Panel
ورود کاربران
نام کاربري :
کلمه رمز :


عضويت سريع
نام کاربري :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ايميل :
نام اصلي :
کد امنيتي :
مطالب پربازدید
Favorite Posts
تبادل لینک هوشمند
Auto Link
عنوان لينك
توضيحات :
آدرس لينك
كد امنيتي
جستجو
Search
آرشیو
Archive
خبرنامه
NewsLetter
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
مطالب تصادفی
Suggest Posts
چت باکس
Chat

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
 
(Refresh)
اختصاصی داستان کوتاه آموزنده
داستان کوتاه آموزنده

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمایید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم. آنها پرسیدند: آیا شوهرتان خانه است؟ زن گفت: نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته. آنها گفتند: پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم. عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد. شوهرش به او گفت: برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمایید داخل. زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: ما با هم داخل خانه نمی شویم. زن با تعجب پرسید: چرا؟ یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت: نام او ثروت است. و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت: نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم؟ زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر گفت: چه خوب، ثروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! ولی همسرش مخالفت کرد و گفت: چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟ فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد: بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود. مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت: کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست. عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید: شما دیگر چرا می آیید؟ پیرمردها با هم گفتند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست.

چهارشنبه چهاردهم اسفند هزار و سیصد و نود و هشت - 16:00 نویسنده : 11 بازدید نظرات(0)
مطالب مرتبط
Related Posts
بخش نظرات این مطلب
Post Comments
برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید
نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده سايت نمایش داده خواهد شد.

نام شما :
پست الكترونيك :
سایت / وبلاگ :
نظر شما :
شکلک :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نحوه ارسال :
کد امنیتی :